|
دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷,May 21 2018 دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷,May 21 2018 دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷,May 21 2018
آخرین عناوین خبری :
۱۵ اسفند ۱۳۹۶ " "
کد خبر: 2232

خطبه های نماز جمعه 11 اسفند 1396 مصادف با 13 جمادی الثانی 1439 فسا

خطبه های نماز جمعه 11 اسفند 1396 مصادف با 13 جمادی الثانی 1439 فسا

خطیب جمعه: حسین جمالی زاده

موضوع خطبه اول: بصیرت ثمره دینداری با معرفت و شناخت

موضوع خطبه دوم:

خطبه ی اول:

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ وَ الثّناء لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ بَاعِثِ الأنبِیَاءِ وَ المُرسَلینَ سیّدنا و نبیّنا و مولانا و مقتدانا الَّذِي سُمِّيَ فِي سَمَاءِ بَا احْمَدِ وَ فِي الْأَرَضِينَ به أَبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد صلواتُ اللهِ وَ سَلامُه عَلَیهِ و عَلی آله، الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، المَعصومینَ المَظلومینَ سِیَّمَا بقیةِ الله في الاَرَضین، روحی وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِینَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاء. اُوصِيكُم عِبادَ اللّهِ و نَفسی بِتَقوَی الله، قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی.

در خطبه اول نماز جمعه امروز هم مثل هفته های گذشته هم خودم را و سپس شما حضار محترم، سروران عزیز را توصیه می کنم به همان توصیه های قرآنی و سفارشات حضرات معصومین علیهم السلام، رعایت آداب دینی و ایمانی، تقوای حضرت پروردگار را در زندگی هایمان مدنظر داشته باشیم. اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله.

 

بحثی که در خطبه های اول نمازهای جمعه داشتیم در رابطه با ثمرات شیرین دینداری دین شناسانه بود که به یکی از آثار و فواید و نتایج و ثمراتش هفته گذشته پرداختیم و آن پیدا کردن بصیرت بود. کسی که دین دار است و دین داری اش بر مبنای معرفت و دین شناسانه باشد، این چنین افرادی به جایگاه اهل بصیرت می‌رسند. بصیرتی که خیلی در این چند ساله اخیر مطرح شده و بر زبانها و قلمها جریان پیدا کرده، لذا مقداری با استفاده از قرآن و روایات روی این مفهوم که یکی از گفتمانهای حال و زمان فعلی نظام ماست،

 چه کسی اهل بصیرت است؟ و چه کسی اهل بصیرت نیست؟

 اینقدر مسئله بصیرت اهمیت دارد که با دینداری دین شناسانه شروع می شود، از اینجا که شروع شد نتیجه و ثمره و میوه اش می شود بصیرت پیدا کردن. هفته گذشته مقداری با استفاده از آیات و روایات نکاتی را محضر سروران داشتیم اما ادامه آن را امروز.

عرض کردیم بصیرت از بصر است و این بصیرتی که گفته می شود بر وزن فعیله به معنای آن نیست که زنها اهل بصیرت باشند. یعنی تاي آن تاي تانیث نیست، بلکه بصیرت (بصیره) همان بصیر بر وزن فعیل هم صفت مشبهه آمده در زبان عرب و ادبیات عرب هم صیغه مبالغه آمده که اینجا مراد صیغه مبالغه است مثل رحیم و کسی که خیلی مهربان است به قول بعضی مفسرین.

لذا بصیرت همان بصیر است یعنی کسی که خیلی بیناست این یعنی علاوه بر این بینایی ظاهر یک بینایی دیگری هم دارد که ویژگیهایش را گفته ایم از نظر عمق خیلی عمقی نگر است و از سطحی‌نگری خودش را خلاص کرده، از نظر امتداد زمانی آینده نگر و دیدن فرجام امور و کارها است. از نظر امتداد زمانی یک نکته دیگر اضافه شود قبل از هر حادثه و اتفاقی، آن حادثه و نتیجه آن حادثه را می توانند حدس بزند. از نظر عرض تمامی جوانب امر و اموری که مورد توجه قرار می گیرد و آن حواشی آن جریان و حادثه را می تواند ببیند، از نظر سرعت و کندی دیدن، خیلی سریع می بیند و آنقدر هوشش بالا است که تا نگاه می‌کند بدون واسطه یا کم واسطه به عمق مسئله و به حقیقت حادثه پی می‌برد، پس هم عمیق نگر است و آینده و فرجام امور را خوب حدس می زند و قبل از هر حادثه ای تا پایان و نتیجه حادثه را می بیند، عوارض و جوانب و حواشی یک حادثه را مورد توجه قرار می دهد و خیلی سریع و بلاواسطه خودش مطلب را گرفته، خلاصه به این جور انسانها اهل بصیرت میگویند. در عرف ما چه زبان فارسی و عامیانه خودمان و چه عرب های عامیانه، بصیرت را که میخواهیم معنا کنیم به کسی می گویند اهل بصیرت که دارای فراست و فتانت و ذکاوت و تیزهوشی باشد و به تعبیر خودمان میگوییم فلانی خیلی تیزهوش است، اما خود همین تیزهوشی هم انواعی دارد و به همه انواعش نمی‌گویند دارای بصیرت است. ما در رابطه با کسی که هوشش قوی است که هوش خودش اقسام و انواع دارد یک نوع هوش علمی است کسی است که از نظر علمی و استعداد درس خواندن خیلی قوی و بالا است و جزو تیزهوشان است. یک نوع داریم که هوش هیجانی و عاطفی است و قبل از آنکه دیگران بفهمند هیجان پیدا ‌کنند و عاطفه و احساس شان تحریک ‌شود این آدم آنقدر هوشش بالاست که فوراً عواطف و احساسات خود را کنترل می‌کند که در اصطلاح روانشناسان هوش هیجانی گفته می شود.

یک هوش ارتباطی است که زود ارتباط برقرار می کند و می فهمد حرف طرف را و مطلب را فوراً می گیرد و مطلب مراوده ای و عامیانه و مباحثه ای یعنی ارتباطات عامیانه که به آن هوش روابطی و ارتباطی گفته می شود، یک نوع هوش داریم به نام هوش تصویری است که تا کسی مطلبی می‌گوید در ذهن خود مجسم می‌کند و آن حقیقت را در ذهن خود ترسیم می کند، یک هوش دیگر داریم به نام جسمی و حرکتی، که اعضا و جوارحش آنقدر تند و سالم است که فوراً در کمترین لحظه ممکن خود را به آن هدف مورد نظر می رساند حرکات و جوارحش را تکان می‌دهد برای اینکه آن کار زودتر تحقق پیدا کند که به آن هوش حرکتی و جسمی گفته می‌شود، یک هوش داریم به نام هوش اجتماعی که حوادث و اتفاقات در جامعه را زود می‌فهمد و درک می‌کند و نتیجه ها را می گیرد و هدف و مقصد کسانی که آن حادثه راه درست کردند به دست می‌آورد، مراد از بصیرتی که در آیات شریفه قرآن و روایات اهل بیت با استفاده از دیگر روایاتی که در ذیل همین آیات و روایات آمده مراد از این بصیرت، آن هوش اجتماعی است که در کنار دیگر هوش ها این هوش برجسته است. آیا این هوش اجتماعی دست خود انسان است یا اینکه خدا دادی است باید گفت مقداری از آن خدادادی است و مقدار دیگر کسبی است و مقداری که دست خودمان هست و باید به آن برسیم از طریق تقوا و دینداری است. تقوا و دین داری که بر مدار دین‌شناسی حرکت می کند یعنی کسی که متدین نباشد و دین شناس نباشد در جامعه دینی نمی‌تواند این بصیرت را پیدا کند و کلاه سرش می رود، چرا؟ اولاً این تقوا و بصیرت یک نور خدا دادی است و فارق بین حق و باطل است و فارق بین راه صحیح و غیر صحیح است که این نور را خدا میدهد:

 إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً.

اگر تقوا دار بودید من همین بصیرت را به شما می دهم، یعنی در مسائل و حوادث اجتماعی واجد فرقان می شوید، یعنی می توانید تشخیص دهید راه را از بیراهه در مسائل اجتماعی، حالا آیا تقوا به معنی دین داری بدون معرفت دینی ممکن است برای رسیدن به بصیرت؟

ممکن نیست برای اینکه بعضی وقت ها در جامعه انسان می بینند بعضی ها از راه دین وارد می‌شوند و کلاه سر انسان می گذارند. اگر انسان دین شناس قوی نباشد اینجا کلاه سرش می رود، نمونهایش همان قرآن سر نیزه کردن معاویة بن ابی سفیان و عمرو عاص است، اینجا اگر کسی دین شناس نباشد و شخصیت دین شناسی چون علی بن ابیطالب علیه السلام نبود دیگر معلوم بود چه مصیبتی می شد، می‌گفتند ما با قرآن طرفیم و کسی که دین شناس دیندار باشد می تواند بفهمد از پیش زمینه های ضروری بصیرت پیدا کردن، دین شناسی است، همانگونه که دینداری است. پس دیندار متدین دین شناس است که می تواند به آن جایگاه اهل بصیرت راه پیدا کند، این نکته اول.

در قرآن هم تعابیر مختلفی داریم همین:

 وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَه مَخرَجاً

کسی که با تقوا باشد تقوا هم به تعبیری که استفاده کردیم در چند هفته پیش تقوا همان دین داری دین شناسانه است، یعنی متدینی که دینش بر محور معرفت باشد نه بر محور  اینکه مثل دیگران می خواهم نماز بخوانم و همراه شعاردهندگان باشد این نیست بلکه باید خودش به حقیقت دین و معرفت دینی برسد این جور کسی، یَجعَل لَه مَخرَجاً،  راه برون‌رفت از حوادث برون‌رفت نه اینکه شکست بخورد و منحرف شود بلکه پیروز شود از این راه.

نکته دوم اینکه قرآن وقتی اهل بصیرت را معرفی می‌کند خطاب به پیغمبر خاتم محمد بن عبدالله(ص) می کند می فرماید:

 قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي،

پیغمبر بگو به این امت که هم من پیغمبر و هم کسانی که تبعیت از من پیغمبر کردند آن هم تبعیت حقیقی نه شعاری، اینها اهل بصیرت هستند قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي این راه من پیغمبر است أَدْعُو إِلَى اللَّهِ در این راه و صراط مستقیم داعی الی الله هستم یعنی تمام برنامه هایم بر محور دعوت از خداست یعنی خدا پررنگ شود نه خودم و یا قومم،

 عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي،

این هم بر مبنای بصیرتی است که خدا به من داده است هر کسی که پیروی و تبعیت از من پیامبر کند یعنی پایش را جای پای من پیغمبر بگذارد که از اول ویژگی آن همین دیندار بودن به معنای حقیقی و دینداریش هم بر مبنای معرفت دینی است، اینجا پیغمبر را اول صاحب بصیرت معرفی می‌کند. در نهج البلاغه امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام می‌فرماید که:

 إِنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی مَا لَبَّسْتُ عَلَى نَفْسِی وَ لاَ لُبِّسَ عَلَیَّ

مردم بدانید منی که جسمم را می‌بینید، من عجین شده با بصیرت هستم، بصیرتی که من امیر المومنین دارم مَا لَبَّسْتُ عَلَى نَفْسِی وَ لاَ لُبِّسَ عَلَیَّ یعنی نه کسی را من علی در اشتباه می‌اندازم در رفتار و گفتار و کردار و نه کسی مرا به اشتباه بیندازد  بصیرتی که من امیرالمومنین دارم نه اشتباه انداز است و نه وجودم اشتباه و غلط انداز است در جامعه و نه طوری است که در اشتباه قرار بگیرم و خیلی برایم روشن می شود حق و باطل.

یک تفسیر دیگر هم بعضی از بزرگان دارند که می فرمایند نه خودم خودم را فریب می دهم و نه طوری است که مورد فریب دیگران واقع شوم.

در رابطه با بصیرت.....

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله.

 

خطبه دوم:

پروردگارا دلهای ما را به نور تقوا و ایمان و معرفت به دین و معارف حقه ات منور بفرما، پروردگارا در دنیا و آخرت ما را جزو با اهل بصیرت محشور بفرما، پروردگارا به حق اولیائت قسمت می دهیم باران رحمتت را بر این مردم نجیب و مومن بباران،  گناهانی که موجب قطع بارندگی و ریزش رحمت های تو شده است خدایا بر ببخش و بیامرز، امام راحل و شهدای والامقام را از ما راضی و با اولیا و اهل بیت پیغمبر مهمان بفرما، خدمتگزاران به دین و کشور و نظام و انقلاب و این مردم خوبمان و در رأس همه شان مقام معظم رهبری، بزرگ رهبر فرزانه انقلابمان طول عمر و سلامت عنایت بفرما.

 اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله

مردم تقوا خیلی مهم است و کارساز هم هست، راه برون رفت از حوادث و اتفاقاتی که روز به روز برایمان پیش می آید تقوا است، کلید سعادت دنیا و آخرت هم تقوا است. امیرالمومنین علی بن ابیطالب در غررالحکم صفحه ۲۶۴ میفرمایند:

 انکم الی ازواد التقوی احوج منکم الی ازواد الدنیا.

مردم زاد توشه دنیا دارید تحصیل میکنید و دنبال زندگی دنیا هستید تا درآمدی به دست آورید تا زندگی کنید اینها خوب است، ولی بدانید شما نیازتان به زاد و توشه آخرت خیلی بیشتر از این زاد و توشه دنیاست، شما محتاج ترید به این زاد و توشه آخرت که تقواست.

چند نکته خدمتتان عرض کنم، اولین نکته، امروز جمعه ۱۳ جمادی الثانی مصادف با ۱۳ جمادی الثانی ۶۴ هجری قمری سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیهاست. ام‌البنین سال ۶۴ هجری قمری از دنیا رفتند یعنی سه سال بعد از حادثه کربلا، یک خانم و بانویی بود اگرچه معصومه نبوده است، اما خیلی نزد اهل بیت عصمت و طهارت و شخص امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین فضیلت داشته است و نزد آنها یک بانوی برجسته بوده است و مورد احترام، نکاتی که در تاریخ در رابطه با فضیلت این زن بزرگوار آمده را نقل می کنم و یک نکته بس است برای جلسه امروز، مرحوم مامقانی در تنقیح المقال که یک کتاب رجالی است وقتی که به حضرت ام البنین می رسد، ایشان جملاتی دارند، می‌گوید در قوت ایمان و معنویت و فضیلت حضرت ام البنین، مادر قمر بنی هاشم همین بس که وقتی چهار پسرش در کربلا در رکاب ابی عبدالله الحسین علیه السلام به شهادت رسیدند، وقتی اسرا را وارد مدینه میکردند ایشان وقتی روبرو می‌شود با اهل کاروان و بشیر که مسئول کاروان بود، مرحوم مامقامی می نویسد کلما نعی الیها احداً من اولادها، ظاهراً احوالپرسی می کرده و می گوید چه خبر از کربلا دارید و وقتی بشیر خبر شهادت یک یک فرزندان ام البنین را به او می دهد، هر یک از این فرزندانش را که اسم میبرند، میگوید: قالت ما معناه: أخبرني عن أبي عبدالله الحسين عليه السلام، حضرت ام البنین فرمود این چه خبری است به من میدهی برای من حسین مهم است از حسین بگو که چه خبر دارید، أخبرني عن الحسين؟

 وقتی خبر شهادت اباعبدالله الحسین به ام البنین داد فلما نعى اليها الحسين قالت : قد قطعت انياط قلبي، گفت رگهای قلبم را پاره کردی،

 أولادي و من تحت الخضراء كلهم فداء لأبي عبدالله الحسين،

 بشیر تمام ۴ پسرم فدای حسینم باشد و هرچه زیر آسمان کبود است فدای حسین زهرا باشد، مرحوم مامقامی میفرماید که این نشان دهنده عظمت این خانم هست. تسلیت عرض می کنم محضر یکایک شما سروران بزرگوار.

تاسیس کمیته امداد را در این ایام داریم، در سال ۵۷ تازه انقلاب شده، هنوز یک ماه از پیروزی انقلاب نگذشته در همین چهاردهم اسفند امام راحل دستور تاسیس کمیته امداد را صادر کردند. این اهمیت تشکیلات کمیته امداد در نزد بنیانگذار نظام و انقلاب اسلامی ما بوده است و همچنین هفته احسان و نیکوکاری را داریم که روز پانزدهم اسفند، هرکس هرچه می تواند در حد وسع خودش کمیته امداد برنامه خوبی دارند هر ساله برای عید نوروز این بچه های بی سرپرست و خانواده های محروم و گرفتار که هدیه هایی توسط شما ها داده میشود به این خانواده ها کمک کنید. شهرستان فسا دارای محرومین زیادی است، اولا در این ایام عید به خانواده‌های نزدیکان خودتان کمک کنید و ثانیا در محله تان ببینید چه کسانی فقیر هستند و به آنها نیز کمک کنید.  نگذارید در خانواده و محله های تان انسان فقیر و گرفتاری خصوصاً خانواده‌های که آبرو مند هستند کمک کنید. تشکر میکنیم از عزیزان کمیته امداد که در این چند ماه که من خدمت شما هستم هر وقت کاری در رابطه با محرومین و این خانواده‌ها به مسئول محترم کمیته امداد ارجاع دادم انصافاً خوب پیگیری کردند.

۱۵ اسفند روز درختکاری را در پیش داریم همچنین هفته منابع طبیعی که فقط یک جمله عرض کنند منابع طبیعی برای زندگی ما و حفظ کره خاکی برای زندگی کردن بشر خیلی اهمیت دارد، خصوصا حفظ خاک و جنگل و درختانی که هست الان در دنیا آمار درخت و جنگل نسبت به ۵۰ و ۶۰ سال گذشته خیلی کمتر شده، از آن طرف تولید دی اکسید کربن و کمبود اکسیژن در فضای زندگی مردم دنیا بیشتر شده نسبت به قبل، مشکلش هم دست خودمان و حل آن هم توسط خودمان است. درخت و جنگل خیلی موثر است برای زندگی راحت، از آن طرف استفاده بهینه از زمین و خاک هم بستگی به رویش این درخت و درختان دارد. هر چقدر درخت و جنگل بیشتر باشد در یک منطقه بهره برداری از خاک این سرزمین بهتر است و خاک از فرسودگی نجات پیدا می‌کند، خود همین درخت و گیاه و سرسبزی زمین باعث نزول باران میشود، خیلی از منافع و فواید دارد ولی متاسفانه خشکسالی یک مقدار باعث شده است که مشکلات این چنینی برای ما به وجود بیاورد و خودمان هم پیگیر نیستیم، من به رئیس محترم منابع طبیعی عرض کردم چه اشکال دارد در هفته منابع طبیعی یک جوری فرهنگ‌سازی شود که هر نفر مقید شود در این شهرستان یک درخت بکارد، کمک کنید فضای شهرستان مان از این حالتی که رو به خشکی است نجات دهیم.

نکته دوم تشکر می کنم از عزیزان منابع طبیعی و مسئول محترم آن، این نکته را عرض کنم اینجا زمین الحمدالله داریم باید خیلی محکم کاری کنید که در آینده وقتی شما رفتید و دیگران مسئولیتی پیدا کردند، اینها نتوانند مثل بعضی از گذشتگان همین جور زمین هایی که مربوط به همه مردم است، بحث زمین خواری به وجود آید.

نکته دیگر دیدار دست‌اندرکاران کنگره ۱۴ هزار شهید جامعه کارگری با مقام معظم رهبری را داشتیم، در این دیدار دو نکته محوری فرمودند: یکی در رابطه با تکریم و بزرگداشت شهدا که خیلی حضرت آقا عنایت دارند و در این جمع هم اصرار داشتند که این یادواره ها و گرامیداشت ها جدی گرفته شود.  و روز وفات حضرت ام البنین روز تکریم مادران و همسران شهدا هست به همین بهانه. مردم خانواده های شهدا را خیلی احترام کنید، به خانه هایشان بروید و به آنها سر بزنید و در مجامع و جلسات که میبینید احترام بگذارید، اینها موجب نزول برکات زمینی و آسمانی خدا هستند. من خودم تا توانستم هفته‌ای یکبار به این خانواده‌ها سر زده ام و میزنم و خود را مقید به این کار کرده‌ام و تا جامعه ما قدردان راه شهدا است و یاد و نام شهدا را زنده نگه بدارد و تجلیل و تکریم از خانواده ها خصوصاً پدران و مادران و همسران و فرزندان آنها را در دستور کار خود قرار بدهند، خدا هم به آنها ترحم می‌کند. نکته دوم در رابطه با کارگران این قشر زحمتکش هم صحبتی داشتند، مردم هیچ قشری بی توقع تر از کارگران به حسب کاری که انجام میدهند نیست. کارگران در جامعه سخت ترین کارها را انجام میدهند و این توقعاتی که بعضی امثال ماها داریم اینها ندارند. صبح می‌روند سرکار آن هم کار سخت و بعد از ظهر بر می گردند و به روزی ۳۰ یا ۴۰ یا ۵۰ تومان قانع هستند و هر کاری هم به آنها بگویند انجام میدهند الان هم بعضی از کارخانه ها به خاطر این مشکلات اقتصادی به کارگر ابلاغ می‌کنند که دیگر سر کار نیاید. فلذا نکته ای که میخواهم عرض کنم این است که مسئولان هوای این کارگران را داشته باشند و کارفرمایان هم هوای این عزیزان را داشته باشد. دوم هم اینکه با تورم و افزایش حقوق سالیانه که در کارمندان دولت مشاهده می کنیم، من نمی‌دانم که این اضافه حقوق هم شامل این کارگران هم میشود یا نه، جمعی از نانوایان شهر در خدمتشان بودیم خصوصاً بعضی از این نانوا داران و آنها که نان می‌پختند و کارگر هستند می‌گفتند ما چهار پنج سال است که یک ریال حقوق مان بالاتر رفته است علتش هم این است که قیمت نان اضافه نشده است. مسئولان و دست اندرکاران یک فکری به حال این کارگران شود و همچنین ارگانهایی که کارگر دارند مثل شهرداری و دیگر ارگانها، این ها نظارت کنند بر کارهای کارگران شان تا خوب کار را تحویل دهند و از آن طرف هم هوایشان را داشته باشند. این ها سخت ترین کارها را انجام میدهند و به عنوان شغل سخت هم معرفی نمی‌شوند از همه شما خواهران و برادران و سروران عزیز تشکر می‌کنم

 اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و سلام علیکم و رحمة الله و برکاته ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار مرتبط
نام:                       

پست الکترونیک:  
نظر شما:  

فیلم
صوت
پربازدیدترین ها
آخرین اخبار